شرمتان باد ای خداوندان قدرت بس کنید انچه بیداری ندارد..خواب مرگ بی گناهان است ووجدان شما../

خودت رابشتاس.

چه انسانهای پستی هستند که به خاطر جلب توجه دیگران خودرا هم عقیده وهم فکر انها نشان میدهند......

اه اگر ازادی سرودی میخواند

ای بزرگان تاریخ دریابید مرا.دریابیدکه دردبزرگیست مرا..........در یابید مرا دریابیدکه اسیر  در قفسی ام که خود نساخته ام به اختیار...دریابید مرا که اسیر درقفسی ام سخت تاریک ونمناک با میله های زنگ زده در چنگ مردمانی پلید که با جام زهری دربین انگشتانم که سر کشیده ام انرا سقراط وار.مرا به سخره میگیرند....

....عنقا.....

ادمیزاد وقتی حس میکنه که دیگه کمرش شل شده عالم وزاهد میشه بعدشم از شیرینی لذات دنیوی دور میشه و اسم اینو میذاره......درون نگری.....

قارچ زاده شدم بی پدرومادر.اما مثل قارچ نمو کردم ولی مثل قارچ زود از پا در نیامدم. هرجانمی بود به خود کشیدم .کسی نشد مرا ابیاری کند من نمو کردم مثل درخت سنجد کج و معوج و قانع به اب کم..............

نشان دهید که ادم صادقی هستید...

اگه امکان داره هم وبلاگی های عزیزبه این سوالات صادقانه جواب بدن...................

 

۱.بهترین خصوصیت من......

۲.بدترین خصوصیت من......

۳.یه اسم دیگه واسه من...

۴.جمله ای که تا حالا روت نشده بگی....

داستان موشی جون


موشی درخانه صاحب مزرعه تله موشی دید....به مرغ و گاو و گوسفند خبرداد.همگی گفتند مشکل توست به ما ربطی ندارد.!!!!!!ماری در تله افتاد و زن صاحب مزرعه را گزید! ازمرغ برایش سوپ درست کردند گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند و گاو را برای مراسم ختم قربانی کردند.....ودر این مدت موش از سوراخ دیوار نگاه میکرد وبه مشکلی که به انها ربط نداشت فکر میکرد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!